دیرگاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیرگاهی . (ص نسبی مرکب، ق مرکب ) مدتی مدید. منسوب به دیرگاه . مدتی طویل . مقابل زودگذار. (یادداشت مؤلف ) : به کوه اندرون مانده ٔ دیرگاهی به سنگ اندرون زاده ٔ باستانی . فرخی . ◄ قدیم . دیرینه : بگفت این و پس هر دو برخاستند غم دیرگاهی ز دل کاستند. فردوسی .