واژه جو

دیرینگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دیرینگی . [ ن َ / ن ِ ] (حامص ) قدمت . قدم . (منتهی الارب ). مقابل نوی . عتاقت . دیرینه بودن . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اصطلاح اداری ) این کلمه بجای سابقه خدمت پذیرفته شده است . (لغات فرهنگستان ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دیرینگی | واژه جو