دیقوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیقوع . [ دَ ] (ع ص، اِ) گرسنگی سخت که دردسر آورد. (منتهی الارب ). یقال : جوع دیقوع ؛ گرسنگی سخت . (مهذب الاسماء): جوع ادقع و دیقوع و درقوع و یرقوع ؛ گرسنگی سخت . (از تاج العروس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیقوع . [ دَ ] (ع ص، اِ) گرسنگی سخت که دردسر آورد. (منتهی الارب ). یقال : جوع دیقوع ؛ گرسنگی سخت . (مهذب الاسماء): جوع ادقع و دیقوع و درقوع و یرقوع ؛ گرسنگی سخت . (از تاج العروس ).