دیماس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیماس . (اِ) ترجمه ٔ توضیح باشد که از واضح شدن و ظاهر گردیدن است . (برهان ). مؤلف انجمن آرا نویسد بدین معنی در کتب عرب و عجم ندیده ام و اصل این لغت عربی است و در اصل پارسی نیست .
دیماس . [ دَ ] (ع اِ) خانه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خانه ٔ زیر زمین چه خانه ٔ حیوانات چه خانه ٔ حمام . ◄ سمج تاریک . (منتهی الارب ). لانه ٔ وحوش و گودال زیرزمین وجای تاریک که روشنی بدانجا نرسد. (از اقرب الموارد). ◄ گلخن حمام . (از منتهی الارب ). حمام . (از اقرب الموارد). گرمابه . (مهذب الاسماء) (دهار). ج، دمامیس مثل قیراط و قراریط و ان فتحت الدال فجمعه دیامیس مثل شیطان و شیاطین . (منتهی الارب ). مؤلف در ذیل کلمه ٔ تیماس احتمال داده اند که دیماس و تیماس یکی تعریب و یا تصحیف دیگری باشد. رجوع به تیماس شود.
دیماس . [ دَ /دی ] (اِخ ) زندانی است که حجاج در واسط ساخته بوده است . (از معجم البلدان ). نام زندان حجاج بن یوسف جهت تاریکی آن . (منتهی الارب ). محبس حجاج . (انجمن آرا).