دیمرتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیمرتی . [ دَ / دِی ْ م َ ](ص نسبی ) منسوب است به دیمرت . رجوع به دیمرت شود.
دیمرتی . [ دَ / دِ م َ تی ی ] (اِخ ) نحوی اصفهانی، ابومحمدقاسم بن محمد اصفهانی از قریه ٔ دیمرت است و از اوست : کتاب تقدیم الالسنة و کتاب العارض فی الکامل و تهذیب الطبع. (از ابن الندیم ). رجوع به قاسم بن محمد الدیمرتی ابومحمد الاصفهانی شود.