دیمه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مِ یا مَ) (اِ.) روشنی، ضیاء.
(~.) (اِ.) کلیسا، معبد، بیعه.
(~.) [ ع. دیمه ] (اِ.) بارانی است که همیشه میآید در آرامش، بی رعد و برق یا درنگ میکند پنج شش روز؛ ج. دیَم، دَیم.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مِ یا مَ) (اِ.) روشنی، ضیاء.
(~.) (اِ.) کلیسا، معبد، بیعه.
(~.) [ ع. دیمه ] (اِ.) بارانی است که همیشه میآید در آرامش، بی رعد و برق یا درنگ میکند پنج شش روز؛ ج. دیَم، دَیم.