دیه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ ه ú) (اِ.) ده، روستا.(دِ یِ) [ ع. دیه. ] (اِ.) خونبها.مترادفها و واژههای مرتبطآبادی، ده، دهات، رستاق، روستا، قریه، قصبهواژه قبلی: دینهواژه بعدی: دیهول