دیودل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیودل . [ وْ دِ ] (ص مرکب ) مردم شجاع و دلیر و دلاور. (برهان ) (ناظم الاطباء). دیوجان . (ازآنندراج ). سخت دلاور. (شرفنامه ٔ منیری ) : دیودلان سرکشش حامل عرش سلطنت مرغ پران ترکشش پیک سبای مملکت . خاقانی . دیودل باشیم و برپاشیم جان کان پری دلدار دیدار آمده است . خاقانی . ◄ مردم سیاهدل و تیره دل و سخت دل و بیرحم . (برهان )(ناظم الاطباء). تاریک دل و جاهل . (شرفنامه ٔ منیری ).