دیگر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیگر کردن . [ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تغییر. (یادداشت مرحوم دهخدا). دگرگون ساختن . بدل کردن . مبدل ساختن : نندیشم از ملوک و سلاطینش دیگر کنم رسوم و قوانینم . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیگر کردن . [ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تغییر. (یادداشت مرحوم دهخدا). دگرگون ساختن . بدل کردن . مبدل ساختن : نندیشم از ملوک و سلاطینش دیگر کنم رسوم و قوانینم . ناصرخسرو.