دیگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیگری . [ گ َ ] (ص نسبی ) غیر. مقابل خود. آنکه جز تو یا او و یا من است . کسی یا چیزی جزاین . جز ما. جز او. جز شما. جز ایشان . غیر ایشان . (یادداشت مرحوم دهخدا). کس دیگر. (ناظم الاطباء). شخص دیگر یا چیزی جز آنچه من و شما میدانیم : بتو بیش از تو گر زری دادند دانکه از بهر دیگری دادند. اوحدی . خدا را داد من بستان از او ای شحنه ٔ مجلس که می با دیگری خورده ست و با من سرگران دارد. حافظ. گر دیگری بشیوه ٔ حافظ زدی رقم مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی . حافظ. گر پنج نوبتت بدر قصر میزنند نوبت به دیگری بگذاری و بگذری . حافظ.
دیگری . [ گ َ ] (اِ) خراج و مالیات اشجار و مانند آن . (ناظم الاطباء).