ذات العویم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذات العویم . [ تُل ْ ع ُ وَ ] (ع اِ مرکب، ق مرکب ) سال گذشته و پیشین . لقیته ذات العویم ؛ ای لقیته بین الاعوام . (منتهی الارب ). و ابن الاثیر در المرصع گوید، عویم مصغر عام است . و لقیته ذات العویم، یعنی پس از سالیان دراز. و ذات بظرفیت منصوب شده است و کنایه از مدّت است . - انتهی . و «دهار»ذات العویم را میان سالگی، ترجمه کرده است و رایته ذات العویم ظاهراً معنی آن او را دیدم بفلان سال باشد.