ذات الکهف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذات الکهف . [ تُل ْ ک َ ] (اِخ ) موضعی است در شعر عوف بن الأحوص : یسوق صریم شأها من جلاجل الی ّ و دونی ذات کهف و قورها. و در شعربشربن ابی حازم : یسومون الصلاح بذات کهف و ما فیها لهم سلع وقار. (از معجم البلدان یاقوت ).