واژه جو

ذات سوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات سوار. [ ت ُ س ِ ] (اِخ ) زنی مجلّله و صاحب مکانت : لو ذات سوار لطمتنی .

معنی ذات سوار | واژه جو