ذال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذال . (ع اِ) خوج خروه . تاج خروس . خود خروه . عرف الدیک . و آن گوشتپاره ای سرخ است که بر سر خروس بود. فش خروس . (قاض یخان بدر محمد دهار).
ذال . (اِ) نام حرف نهم از حروف تهجی عرب و یازدهم از حروف فارسی است میان دال و راء و صورت آن این است (ذ) یعنی دال با نقطه ٔ فوقانیة : که دال نیز چو ذال است در کتابت لیک بششصد و نود و شش کم است دال از ذال . انوری . و ذویلة مصغر آن است .
ذال . (ع مص ) سبک رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). نرم رفتن . ◄ شتاب رفتن .