ذب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ذَ بّ) [ ع. ] ۱- (مص م.) راندن، دفع کردن. ۲- (اِمص.) منع، دفع.واژه قبلی: ذایقهواژه بعدی: ذباب