ذخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ذخی . [ ذَخ ْی ْ ](ع مص ) واخیده شدن پشم به کمان ندّافی . (منتهی الارب ). محلوج شدن پشم با کمان حلاّج . ◄ شتابی کردن . (منتهی الارب ). ◄ ذَختهم الرّیح ؛ رسید به آنها باد و نیست ایشان را از آن پرده و مانع.
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ذخی . [ ذَخ ْی ْ ](ع مص ) واخیده شدن پشم به کمان ندّافی . (منتهی الارب ). محلوج شدن پشم با کمان حلاّج . ◄ شتابی کردن . (منتهی الارب ). ◄ ذَختهم الرّیح ؛ رسید به آنها باد و نیست ایشان را از آن پرده و مانع.