ذرء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذرء. [ ذَرْءْ ] (ع مص ) آفریدن . (صراح ). خلق . ◄ ذرءِفم ؛ سخن بد و بیهوده گفتن . ◄ بسیار کردن چیزی را. ◄ تخم افشاندن . بذر انداختن درزمین . ◄ پیر شدن . سپیدموی شدن . ◄ ذرءِ شعر کسی ؛ سپید شدن موی او. ◄ (اِخ ) ذرءٌ من خیر؛ اندک از نیکی . ◄ در حدیث آمده است : و هم ذرء النّار؛ ای خلقوا لها، یعنی آنان آفریده شده اند آتش را. ذرء النّار؛ گروهی که آفریده شده اند آتش دوزخ را. ◄ حائل . پرده .
ذرء. [ ذَ رَ ] (ع مص ) سپیدی موی . پیری . سپید شدن موی . سپیدمو شدن . پیر گردیدن .