ذراری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ذَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذریه.<BR>۱- فرزندان، اولاد.<BR>۲- زنان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ذَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذریه. ۱- فرزندان، اولاد. ۲- زنان.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ذراری . [ ذُ ] (ع اِ) ج ِ ذَریرة.
ذراری . [ ذَ ] (ع اِ) ج ِ ذُریّة. فرزندان . فرزندان جن و انس . ◄ زنان : قرب صد هزار برده از ذراری و جواری ایشان ... بدست اهل اسلام افتاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ طهران ص ٣٩٤). قرب صد هزار برده از اطفال و ذراری و جواری آن ولایت فایدت یافتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی مؤلف ص ٢٠٢). کفار و فجار آن ولایت بقتل می آورد و ذراری و اولاد و اطفال به بردگی می گرفت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی مؤلف ص ٢٦).