ذرت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبلالمترادفها و واژههای مرتبطبلال، جواریواژه قبلی: ذخیره کردنواژه بعدی: ذره