ذریه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ذُ رِّ یُِ) [ ع. ذریة ] (اِ.) نسل فرزندان. ج. ذراری و ذریات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ذُ رِّ یُِ) [ ع. ذریه ] (اِ.) نسل فرزندان. ج. ذراری و ذریات.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ذریة. [ ذُ رْ ری ی َ ] (ع اِ) نسل . پشت . فرزندان . پدران و فرزندان .نسل آدمی و پری . نسل مردمان و جِن ّ. فرزند. فرزندان و فرزندزادگان، یستوی فیه الواحد و الجمع. ج، ذُرّیّات . ذَراری : طعنه چه زنی مرمرا بدان کم از خانه براندند اهل عصیان زیرا که براندند مصطفی را ذریه ٔ شیطان از اهل و اوطان . ناصرخسرو. و صاحب معالم التنزیل گوید یقع الذریة علی الاَّباء کما یقع علی الأولاد. ◄ زنان . رجوع به ذریت شود.