ذوامر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوامر. [ اَ م َ ] (اِخ ) ناحیتی بحجاز در اراضی نجد از دیار غطفان و غزوه ٔ غطفان یکی از غزوات رسول اکرم صلوات اﷲ علیه در این مکان بوده است . (از المرصع). رجوع به امتاع الاسماع جزء١ ص ١١٠ و ١١١ شود. و صاحب حبیب السیر گوید: در سال سوم از هجرت غزوه ٔ ذی امر که آنرا غزوه ٔ انمار نیز گویند واقع شد و در وقت عزیمت بدان سفر حضرت خیرالبشر عثمان بن عفان را در مدینه بنیابت خود تعیین فرمود با ٤٥٠نفر از لشکر نصرت اثر بجانب بنی ثعلبه و محارب در حرکت آمد و آن جماعت از عزیمت آن حضرت واقف گشته در قلل جبال متحصن شدند اما در روزی که بواسطه ٔ بارندگی اثواب حضرت رسالت مآب نمناک بود و آنها را بر درختی انداخته در سایه ٔ آن شجره به استراحت اشتغال نمودند غورث که او را دعثوربن الحارث میگفتند و بصفت شجاعت و مردانگی اتصاف داشت رسول صلی اﷲ علیه و آله را تنها دید با شمشیری دویده بر سر آن سرور کشید و گفت کیست که ترا حمایت کند از من حضرت رسالت فرمود که ایزد سبحانه و تعالی فی الحال جبرئیل حاضر شده چنان بر سینه ٔ دعثور زد که شمشیر از دستش بیفتاد و خیر البشر برخاسته شمشیر را برداشت و گفت کیست که ترا حمایت کند از من دعثور گفت هیچکس آنگاه کلمه ٔ توحید بر زبان رانده مسلمان شد و رسول (ص ) بمدینه مراجعت فرمود و مدت این سفر ١١ روز بود. (حبیب السیر جزو ٣ از ج ١ ص ١١٩).