ذوبحار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوبحار. [ ب ِ / ب ُ ] (اِخ ) کوهی یا زمینی است نرم و گرداگرد آن کوههاست .
ذوبحار. [ ] (اِخ )جایگاهی است به نجد. و هم موضعی است نزدیک شعب جبلة. و یکی از جنگهای مدهش ومعروف عرب بدانجا بود و یوم ذوبحار مشهور است . و این جنگ موسوم بحرب داحس و غبرا بین بنی عبس و بنی عامر و بنی ذبیان بوده است . و جبله، تلی است میان شریف و شرف . و شریف نام آبی است بنونمیر را و شرف نام آبی بنو کلاب را. ◄ و نیز، ذوبحار وادیی باشد درشرقی نیرّ. و نیّر کوهی است به نجد و سوی شرقی این کوه از قبیله ٔ غنی و غربی آن از قبیله ٔ غاضره است .