واژه جو

ذوع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوع . [ ذَ ] (ع مص ) از بیخ برکندن . از بن برانداختن . استیصال . ◄ هلاک کردن . اجتیاح .

معنی ذوع | واژه جو