واژه جو

ذوغوا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوغوا. (اِخ ) در کتاب احوال و اشعار رودکی ذیل «نصربن احمد» آمده است : حاجب وی «نصربن احمد» ابوجعفر ذوغوا بود و صاحب سپاهش حمویه و وزیرش ابوالفضل بن یعقوب نیشابوری . (احوال و اشعار رودکی تألیف سعید نفیسی ج ١ ص ٣٨٨).

معنی ذوغوا | واژه جو