واژه جو

ذوفایش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوفایش . [ ی ِ ] (اِخ ) یزید. مکنی به ابی سلامة ازبنویحصب . یکی از اذواء یمن . و این همان ابو سلامه است که اعشی در قصائد خویش او را میستاید. (المرصع).

معنی ذوفایش | واژه جو