واژه جو

ذوق کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوق کردن . [ ذَ /ذُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عوام . سخت شادمانی نمودن . اظهار سرور و انبساط بسیار کردن : گر چه کردم ذوقها از آشنائیهای او انتقام از من کشید آخر جدائیهای او. وحشی .

واژگان فارسی سره واژه‌دان

شادی کردن

معنی ذوق کردن | واژه جو