رآب
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
رآب . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رؤبة. کفشیرها. (منتهی الارب ). رجوع به رؤبة شود.
رآب . [ رِ ] (ع اِ) کاسه بند. (منتهی الارب ). ◄ مرد مصلح و شکسته بند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
رآب . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رؤبة. کفشیرها. (منتهی الارب ). رجوع به رؤبة شود.
رآب . [ رِ ] (ع اِ) کاسه بند. (منتهی الارب ). ◄ مرد مصلح و شکسته بند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).