رأی زن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانرایزنمترادفها و واژههای مرتبطمستشار، مشاورواژه قبلی: رأی العینواژه بعدی: رأی عدم اعتماد