راب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِ.) پدراندر.(اِ.) جانور نرم تن از رده شکم پایان، شبیه حلزون.واژه قبلی: رائیواژه بعدی: رابح