راحت رسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راحت رسیدن . [ ح َ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) آسایش یافتن . (ناظم الاطباء). آسودگی رسیدن . مقابل رنج رسیدن : باری بچشم احسان بر حال ما نظر کن کز خوان پادشاهان راحت رسد گدا را. سعدی . گر گزندت رسد ز خلق مرنج که نه راحت رسد ز خلق نه رنج . (گلستان ).