رادیولوژیست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپرتوشناس،مترادفها و واژههای مرتبطپرتوشناس، رادیولوگواژه قبلی: رادیولوژیواژه بعدی: رادیولژی