رادی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حامص.) ۱- جوانمردی. ۲- بخشندگی. ۳- شجاعت.[ ع. ] (اِفا.) ساقط، افتاده.مترادفها و واژههای مرتبطجوانمردی، حریت، حمیت، فتوت، مردانگیبخشنده، کریمدلاوری، شجاعتواژه قبلی: رادمنشواژه بعدی: رادیاتور