راس ریواس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راس ریواس . (اِ مرکب، اتباع ) از الفاظ مترادف است نظیر تورت مرت و خردمرد. (از فرهنگ شعوری ج ٢ ورق ٧). اشیاء کوچک و جزئی . مقدار نامعین و اندک . (از فرهنگ اشتینگاس ص ٥٦٣). در فرهنگهای دیگر چنین ماده ای دیده نشد.