راس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راس . (اِ) بمعنی راه باشد چه سین و ها را به یکدیگر تبدیل کنند چنانکه خروس و خروه . (انجمن آرای ناصری ). به لغت زند و پازند راه و جاده را گویند که به عربی طریق و صراط خوانند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مخفف راسو، موش خرما. (شعوری ج ٢ ص ٧).