راشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راشت . [ ش َ ] (اِ) نوعی از پارچه است که راست نیز گویند. (از دزی ج ١ ص ٤٩٦).
راشت . (اِخ ) بلده ای باقصای خراسان و آن آخر حدود خراسان باشد. (از معجم البلدان ). قصبه ای است در اقصای خراسان و در ٨٠ فرسنگی ترمذ، که بسبب وقوع این قصبه در بین دوکوه، حمله ٔ اقوام مغول بکشورهای اسلامی برای غارت ازاینجا شروع شده است، و فضل بن یحیی برمکی دروازه ٔ محکمی برای آن ساخته است . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).