راشدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راشدی . [ ش ِ ] (اِخ ) جایی است در کرمان . مؤلف تاریخ سیستان گوید : و عمرو به بیابان کرمان آمد، چون به راشدی برسید محمدبن عمرو بیمار شد و آنجا فرمان یافت . (تاریخ سیستان ص ٢٤٥).
راشدی . [ ش ِ ] (اِخ ) هشام بن ابراهیم . از علمای علم رجال بود. (از ریحانة الادب ج ٢).
راشدی . [ ش ِ ] (اِخ ) مصری . شیخ احمد راشدی که در راشدیه ٔ مصر متولد شده است امام و فقیه بوده و باصول موسیقی آشنایی کامل داشته است مرگ او بسال ١٧٠٦ م . روی داده است . (از اعلام المنجد).