راشق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راشق . [ ش ِ ] (ع ص ) تیراندازنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تیرانداز. (از اقرب الموارد). ◄ کماندار. ◄ کمانکش . ◄ تیزنگرنده . ◄ تیر بنشانه زده شده . (ناظم الاطباء). ♦ سهم راشق ؛ یعنی مرشوق، یعنی انداخته شده . (یادداشت مؤلف ).