راعی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِفا.) ۱- چراننده گله. ۲- پشتیبان، نگهبان. ۳- حاکم، والی.مترادفها و واژههای مرتبطچوپان، رمهبان، شبان، گلهبانامیر، سرپرستحامی، نگهبانواژه قبلی: راضیواژه بعدی: راغ