راغب بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آماده انجام کاری بودن، داوطلب بودن، تقبل کردن، قبول زحمت کردن، رغبت داشتن، اراده کردن نظرداشتن، قصد کردن، همراهی کردن، رضایت دادن مراعات کردن، موافقت کردن، تأیید کردن، سعی کردن آرزو داشتن، مایل بودن، میل داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آماده انجام کاری بودن، داوطلب بودن، تقبل کردن، قبول زحمت کردن، رغبت داشتن، اراده کردن نظرداشتن، قصد کردن، همراهی کردن، رضایت دادن مراعات کردن، موافقت کردن، تأیید کردن، سعی کردن آرزو داشتن، مایل بودن، میل داشتن