واژه‌جو
معنی رامشگر، ساززن، سرودگوی، سرودخوان، مطرب، مغنی، موسیقی‌دان، نغمه‌سرا، نوازنده، آوازخوان، قوال، خواننده ≠ نوحیه‌گر | واژه‌جو