راندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) [ په. ] (مص م.) ۱- بیرون کردن. ۲- راه انداختن چهارپا. ۳- طرد کردن.مترادفها و واژههای مرتبطرانندگی کردنبیرون کردن، دور کردن، رانشتاراندن، طرد کردنواژه قبلی: راندمانواژه بعدی: رانده