راندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانرانندگی کردن بیرون کردن، دور کردن، رانش تاراندن، طرد کردن تبعید کردن، نفیبلد کردنمترادفها و واژههای مرتبطرانندگی کردنبیرون کردن، دور کردن، رانشتاراندن، طرد کردنواژه قبلی: رامشواژه بعدی: رانده