ران
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) در ترکیب به معنی «راننده» آید: کالسکه ران، سخنران، قایقران.
[ په. ] (اِ.) قسمتی از پا یا اندام خلفی جانوران که بین مفصل زانو و مفصل خاصره قرار دارد؛ فخذ، آلست.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) در ترکیب به معنی «راننده» آید: کالسکه ران، سخنران، قایقران.
[ په. ] (اِ.) قسمتی از پا یا اندام خلفی جانوران که بین مفصل زانو و مفصل خاصره قرار دارد؛ فخذ، آلست.