راه جوینده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه جوینده . [ ی َ دَ/ دِ ] (نف مرکب ) راهجوی . جوینده ٔ راه : برو راه بربسته پوینده را گذر گم شده راه جوینده را. نظامی . و رجوع به راهجو و راهجوی شود. ♦ جوینده راه ؛ که راه را جستجو کند. که در جستجوی راه باشد. ۩ که راه دین را جستجو کند. که در جستجوی دیانت بود : پرستنده باشی و جوینده راه بفرمانها ژرف کردن نگاه . فردوسی . ♦ جوینده ٔ راه ؛ جوینده راه . که در جستجوی راه باشد. ۩ که راه دین را جستجو کند. که در جستجوی دیانت بود : هر که خواهنده ٔ دین باشد و جوینده ٔ راه شغل او طاعت یزدان بود و خدمت شاه . فرخی .