واژه‌جو

راه خواستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

راه خواستن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) اجازه ٔ عبور خواستن چنانکه سپاهیان بیگانه از ملکی . (یادداشت مؤلف ). طالب طریق شدن گذر راه . ◄ اجازه خواستن : پیش آن لب چون شکر راه سخن میخواستم بوسه واری جا در آن کنج دهن میخواستم . حافظ (از بهار عجم ).

معنی راه خواستن | واژه‌جو