راه گم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه گم کردن . [ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گمراه شدن . از راه بدر شدن . از راه بیکسو افتادن . به بیراهه افتادن : چون کسی کو گم کند در خانه ٔ تاریک راه طفل اشک امشب بچشمم تاسحر گردیده است . مخلص کاشی (از بهار عجم ). طامع نکند مصلحت خویش فراموش لقمه به مثل گم نکند راه دهن را. ملک الشعراء بهار.