راهب گیلانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راهب گیلانی . [ هَِ ب ِ ] (اِخ ) قنوجی بخاری گوید: «دیرنشین صنمکده ٔ گیلان است و در ستایش بتان محبوب خوش بیان و شیوازبان » و سپس بیت زیر را از او نقل میکند: چو نخل بی بر اگر فیض من به کس نرسد برای سوختن آخر به کار می آیم . (از صبح گلشن ص ١٧٢). و رجوع به بهترین اشعار ص ١٣٣ (برگزیده ٔ پژمان ) و قاموس الاعلام ترکی ج ٣ و تاریخ علما و شعرای گیلان ص ٨٧ و فرهنگ سخنوران و الذریعة ج ٩ بخش دوم شود.