راهرو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رُ)(ص فا.) ۱- سالک. ۲- مسافر، عارف.مترادفها و واژههای مرتبطپاساژ، تونل، دالان، دهلیز، نقبرهرو، سالکراهپیما، سیاح، مسافرواژه قبلی: راهداریواژه بعدی: راهزن