راکب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ) [ ع. ] (اِفا.) سوار، سواره.مترادفها و واژههای مرتبطسوار، سواره ≠ پیادهواژه قبلی: راکارهواژه بعدی: راکت