راکس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راکس . [ ک ِ ] (اِخ ) وادیی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام وادیی . (ناظم الاطباء). نام بیابانی . (کنز اللغات ). یاقوت حموی اشعاری در باره ٔ این وادی از داودبن عوف و عباس بن مروان سلمی آورده است . رجوع به معجم البلدان ج ٤ ص ٢٠٩شود. ◄ نام رودخانه ایست . (کنزاللغات ).
راکس . [ ک ِ ] (ع ص ) گاوی که در مرکز خرمن بندند بوقت کوفتن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گاوی که در میان خرمن کاه دارند و دیگرگاوان را بر گرد او گردانند برای خرد کردن خرمن . (کنزاللغات ). گاو که در پیش گاو رود. (مهذب الاسماء).